![]() |
![]() |
|
| پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد کرد شاخه ایلام |
|
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 20:51 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
به مناسبت چهارمین سال تأسیس جبهه متحد کرد
یادی ازشادروان مهندس بهاءالدین ادب از بنیان گذاران و اولین سخنگوی جبهه متحد کرد مهندس ادب خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود. در حالی یاد چهارمین سال تأسیس جبهه را گرامی می داریم که با دومین سال یاد فقدان مهندس ادب ، قرین است . توان وشاخص های مدیریتی ایشان در بیشتر حوزه ها ، جایگاهی خاص به وی بخشیده بود که این خود در تأسیس و پیشبرد اهداف جبهه نیز به خوبی نمایانگر بود . یادش را گرامی می داریم و جایگاه ویژه وی در حال و آینده جبهه همچنان مورد توجه اعضاء بوده و خواهد بود. ********** چهار سال پیش در چنین روزهایی در تدارک تأسیس جریانی نو با اسم و محتوایی نو بودیم ، سرانجام کار از بتدا چندان مشخص نبود . می دانستیم متفاوتیم ، مجموعه ای متفاوت ، با افکار گوناگون و از مناطق مختلف ، با لهجه ، مذهب و دیدگاههای متفاوت ، متفاوت از تمامی تشکلها ، گروهها و سازمانهایی که تا آن زمان تشکیل شده بودند . نام انجمن صنفی کافی نبود چرا که از هر صنفی در جلسات حضور داشتتند ،این جریان یک حزب نبود ، چون دیدگاههای متفاوت از چپ و راست ، مذهبی و سکولار و با طیف سنی گسترده در آن به چشم می خوردند. نام آن را جبهه نامیدیم ولی متفاوت از جبهه های کلاسیکی که تا آن زمان تشکیل شده بودند.تشکیل جبهه متحد کرد در آن زمان چندان بی مقدمه نبود . از چند سال قبل در محافل گوناگون از تشکیل چنین جریانی صحبت شده بود و سالها بود که ذهن ما را ،این مسئله به خود مشغول می داشت. رویداد های تابستان 1384 با جرقه ای که از مهاباد آغاز و به دیگر مناطق کردنشین کشیده شده بود، رفتار ها ی شدیداً واکنشی و گاهاً متناقض، از سوی برخی جریانهای سیاسی ما را بر آن داشت تا بیش از پیش مصمم گردیم که از این پس با ایجاد تشکلی کار آمد آمادگی لازم را برای اتخاذ مواضع درست در چنین مواقعی داشته باشیم تا بتوان چنین اتفاقاتی را در مسیری درست هدایت نمود .جبهه متحد کرد از 4 سال پیش تاکنون با در پیش گرفتن مشی مسالمت آمیز و دور از هر نوع خشونتی در راه تحقق اهداف مندرج در اعلامیه اولیه خود یعنی تحقق عدالت ، توسعه و دمکراسی ، فعالیت نموده است. ********** ظهور جبهه متحد کرد مصادف بود با افت جریان اصلاح طلبی و بازگشت محافظه کاران به قدرت . در این چهار سال اتفاقات و تغییرات مهمی در جهان ، ایران و کردستان روی داده است. گرچه نمی توان با نگرشی تماماً نفی گرایانه همه را بر آورد کرد . ولی ارزیابی ها هم تاکنون چندان خوش بینانه نبوده است. در این چهار سال ،نویسندگان، روزنامه نگاران ، جریانهای سیاسی مستقل، NGO ها و فعالین حوزه صنفی و مدنی و فعالان حقوق زنان ، دمکراسی طلبان و آزادیخواهان در سراسر ایران و به طریق اولی در مناطق کردنشین در محاق قرار گرفته اند. آمار تعطیلی روزنامه ها ، اخراج دانشجویان ، زندانی های طویل المدت و حکم اعدام های گوناگون، همگی دال بر این نکته است. متأسفانه قدرت مندان و قدرت مداران بیش از آنی که در فکر چاره حال زار حکومت شوندگان باشند ، در فکر حفظ موقعیت و قدرتندکه البته این راه به صواب نخواهد بود.چون این فشار در نهایت از سوی مردم قابل تحمل نخواهد شد و دود آن به چشم همگان خواهد رفت . وضعیت اقتصادی: متأسفانه شاخص ها و آمار ها گویای بدتر شدن وضع اقتصادی در یک سال گذشته اند . میزان تورم بالا ، افزایش نرخ بیکاری ، عوارض افزایش اعتیاد و تعداد مبتلایان به بیماری ایدز، افت ارزش غذایی سبد خانوار، عدم سرمایه گذاری در زیر ساختها و صنعایع مادر، خصوصاً در مناطق کردنشین ، پایین بودن درصد افراد تحت پوشش بیمه های درمانی و خدمات اجتماعی در این مناطق، و کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی، به عنوان منبع عمده در آمد کشور و نابسامانی های اقتصاد جهانی روز به روز بیشتر عرصه را بر خیل عظیمی از مردم جامعه که نزدیک و یا زیر خط فقر زندگی می کنند، تنگ کرده است. ******** ما به فعالیت های مسالمت جویانه و به دور از خشونت خود به صورتی پیوسته ادامه خواهیم داد و امیدواریم صلح و دیالوگ جای خشونت و نفی و تنفر را بگیرد بلکه آنان که خود را همه چیز و همه چیز را هیچ می پندارند، یک بار هم که شده تجدید نظر نمایند و به جای تقابل، با هم بودن را شعار و سرلوحه کار خود قرار دهند. بلکه شمشیر ها در غلاف و غلاف از زبانها برداریم. اسلحه ها را بر زمین و قلم ها برداریم . فضای مه آلود را به باران بهاری طراوت بخشیم و نشاء شادی و نشاط بکاریم . می توانیم سالها در کنار هم در آرامش و آسایش زندگی کنیم و به جای درس خشونت و انتقام ، برادری و برابری ، عدالت واقعی، رشد و توسعه و بالندگی به فرزندانمان بیاموزیم .
جبهه متحد کرد19/9/1384 هجری - شمسی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 20:43 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
در محکومیت خشونت در شهر های مناطق کردنشین
هر روز واقعه ای ، هر آن حادثه ای و هر بار فاجعه ای زیانبار بر ما تحمیل میشود که دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد . دیروز نوبت رَبَطِ سردشت بود و امروز ایوان غرب در استان ایلام و اشنویه در آذر بایجان غربی و فردا معلوم نیست نوبت کدام شهر و دیار این سرزمین است . جیهه متحد کرد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:29 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
1- حروف الفبای کردی عبارت اند از : ء – ا - ب – پ – ت – ج – چ- ح – خ- د- ر- ڕ( ڕ بزرگ که به شکل مشدد تلفظ
می شود) – ز – ژ – س – ش- ع- غ – ف – ق – ڤ ( با قرار گرفتن دندان های بالایی بر روی لب پایین تلفظ می شود و صدای V انگلیسی می دهد ) – ک – گ- ل – ڵ ( ڵ
بزرگ که تلفظ ل در کلمه ی الله به همین شکل است ؛ یعنی نوک زبان پشت دندان های بالا قرار می
گیرد ) – م – ن – و ( معادل W در زبان انگلیسی و هم چنین ضمه (O) ؛ به این ترتیب این
حرف به جای دو صدا به کار می رود ) – ه / ـه ( فتحه ) – وو ( مصوت بلند که در کلماتی مانند« رووژ» به معنی روز ،و نیز کلمه ی « جادوو» به کار می رود ) – ۊ که بین صدای
مصوت بلند او ( U) و ای (I) تلفظ می شود ؛ مانند « خۊن » به معنی خون و «
رۊن » به معنی روغن – هـ - ی ( این حرف هم صدای Y را می دهد هم
صدای I ؛ یعنی حرفی که به جای دو صدا کاربرد دارد ) - ێ ( این حرف را یای
مجهول می گویند که در کلماتی مانند : شێر = شیر درنده ، دێر= دیر ، ئێران =
ایران و مانند آن به کار می رود ) . توجه : در نوشتن کردی سورانی حرف ۆ هم به کار می رود که کشیده تر و بازتر
از ضمه ی معمولی است و در زبان کردی ایلامی کاربردی ندارد .
2- حرکات ، مانند فتحه و ضمه به حروف تبدیل می شوند یعنی به جای ضمه (
ـــــُـــ ) حرف « و » و به جای فتحه (ـــ) حرف « ه / ـــه » به کار می رود . مثال
برای ضمه : کورد ( کُرد) ، ئوتاق ( اتاق) ، ئورده ک ( اُردک ) ، و ... . مثال برای
فتحه : عه لی ( علی ) ، مه ل ( پرنده ، حشره ) ، به راده ر ( برادر ) ، و ... .
3- در رسم الخط کردی حرفی برای حرکت کسره نیست . راه تشخیص کسره آن است
که اگر حرکت فتحه (ه /ـه ) و ضمه (و) نباشد به احتمال قوی کسره است . ضمنا هر
جا که لازم باشد می توان از حرکت کسره هم استفاده کرد .
4- قبل از نوشتن صداهای بلند « ا – ای (ی) ، او (و ) » و نیز صداهای فتحه و کسره
و ضمه ، به جای همزه ای که به شکل الف در کلمات فارسی در اول کلمه می آید ،
از همزه به شکل «ء » استفاده می شود . مثال : ئازاد ( آزاد ) ، ئیلام ( ایلام ) ،
ئووره ( آن جا ) ، ئورده ک ( اُردک ) ، ئڕا /ئه ڕا (چرا ) ، ئه وه ( آن ) و ... .
5- به جای سه حرف « ذ – ظ – ض » فقط حرف «ز» نوشته می شود . مثال : زاهر
(ظاهر) ، نه زه ر (نظر ) ، له زیز ( لذیذ ) .
6- به جای دو حرف « ص – ث » حرف « س» نوشته می شود . مثال : سووره ت
(صورت ) ، سروه ت (ثروت ) ، سه حرا (صحرا ) .
7- به جای «ط» حرف « ت » نوشته می شود . مثال : تاهر (طاهر ) .
8- در زبان کردی دو نوع حرف « ل » داریم ؛ یک : ل متعارف که در کلماتی مانند «
که ل » به معنی شکاف و « مه ل» به معنی حشره و پرنده به کار می رود و دو : ڵ
بزرگ یا کردی که در کلماتی مانند « که ڵ» به معنی بز کوهی و « کوڵ » به معنی
کوتاه به کار می رود .
9- در زبان کردی دو نوع « ر» داریم ؛ یک : ر متعارف و عادی که در کلماتی مانند «
ده ر » به معنی در به کار می رود و دو : ڕ کردی که به صورت سایشی و مشدد به
کار می رود و با علامتی در زیر آن مشخص می شود . مثال : که ڕ ( کر و ناشنوا ) ،
پڕ ( پر ) ، زڕه ( صدای زنگ ) .
10- در کردی ایلامی صدای بلند او ( و ) را به صورت « وو » می نویسیم ؛ مثلا : نور به
شکل نوور نوشته می شود .
11- در کردی حرف یای مجهول کاربرد دارد که با علامتی بر روی «ی » به
شکل «ێ» مشخص می شود و در کلماتی مانند : ئێواره ( عصر ) ، ئێران ( ایران ) و
مانند آن به کار می رود .
12- واو عطف بین کلمات به شکل یک واو تنها نوشته می شود . مثال : من و
عه لی و رزا و یه حیا ( من و علی و رضا ویحیی ) .
13- به جای علامت تشدید ، دوبار حرف تکرار می شود : مثال : هممه ت
( همت ) ، نه ججار ( نجار) .
حالا که به این 13 نکته ی طلایی دست یافتید ، امید است بتوانید متن زیر یا متن
هایی مشابه را بخوانید و به این شیوه بنویسید . براو خوه یشک هاموڵاتی ،
زوان کوردی به شێگ ده میرات فه رهه نگ و ئه ده ب ئیمه کورده ێله
که نه سڵ وه نه سڵ و ده س و ده س وه ئیمه ره سیه . ئمێده واریم
ئیمه یشه بتۊه نیم حفزێ بکه یمن و وه ده س زاڕوه ێلمان ده
ئێرنگه و ئایه نده بڕه سنیمن . هه ر که س یه ێ زوان بزانێ ، چمان وه
یه ێ ده روه چه و تماشاێ دونیا که ێ ، هه ر که س دو زوان بزانێ وه
دو ده روه چه و وه دنیا نوڕێ . راسی ئیمه ئه ڕا خوه مان ده ئێ
ئاسوو رووشنه ک خودا داگه سه مان مه حرووم بکه یمن ؟
برا و خوه ێشکه ێل عه زیز ، بایه د گیشتێ ده س وه ده س یه ک به یمن
و ئێ زوان شرینه و دوڵه مه نه ، ده وڵه مه ن تر و شرین تره و بکه یمن . ماناێ چه ن که لیمه : ئێرنگه : اکنون / ده روه چ : دریچه / ئاسوو رووشن : افق روشن بمینه خوه شاڵ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 14:17 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
شنیده ها حکایت از تایید صلاحیت دکتر داریوش قنبری در امروز دوشنبه پانزدهم بهمن دارد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 23:9 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
تاپوو · ظاهر سارایی لَيڵه زه مين گرتۊ ، سه واقه زه مين و زه مان رچگانۊ . هێمان وه فره يل پاێ كِوِر ده لا نساراو نه تێوياۊ. لۊله ێ گورگ و كزه ێ وا، دةێشت ئه ڵپێچاۊ . پياگ رێوار وه فه رجي شووڕ و كوته ك ده س و بگده ێ قه ێ ِ ، ده كواو دیات و ئةڕا كوو دچگ؟ هه خودا خوه ێ دزانس. هه يه ديارۊ كارێ زه روورۊ . دڵ ناۊ ده گيان و وه ر ناۊ ده ڕوو. پياگ ، گتێ كردو چه م هێزدا. ئاخر ليسك ِ كز كوور و خۊنالي خوه ر ، دة پێشت چگاێل وه راێوه ر ئاوا بو. هه ناسێ كيشاو وه ژێر لچاو خوته كرد: «هه ێ ڕوو! دی فايده نه ێرێ، وه هۊچ جييگاو نيه ڕه سم بايه ت ئمشه و هه ر جوورێ بۊه ، ده ێره گوزه ران بكه م.» گڕێ وه ێ نه چگۊ پياگ، كه ڵه كێ وه به رزی گووچانێ وه ده ور ِ خوه ێاو چنۊگ و وه وه ڵنگه مار و زه ل زۊل كپێاو كردۊ . له تێ نان ِ جۊه ده بان ِ ئاگر سۊه ر كرد. شه كه تي ، زوور ده ێ سه نۊ؛ ده جي ِ جياز، وه لنگه مار خساو ژێر و فه ره جيه داوه ملاو ، ده توێ كرجڵاو هات . كزه ێ واو لوله ێ گورگ ، ده یشت ئه ڵپێچياۊ. ئاساره ريقه ێ دیات و مانگ ِ چه ن شه وه ، چۊ دنان ِ ده ێ بريقه ێ. شه كه تي ته وه ن ده ێ بڕۊگ . تا سه ره و نا، خزێاو برد. نسمه شه و ، نركه و مڕه ێ تاپوو سيه ێ ده خه و ئه ڵسانه ێ . بوو دڕن ِ ده مێ ، كه ڵه كه گه نانۊ. پياگ وه لاپيه ناو باڵ ِ چه م هێز دا. دی ، تاپوو سيه ێ زگ خسگه سه مل ِ كه ڵه كه و ده م داێڕيه ؛ زقوم و شه كه تی ، چۊ كوڵاژدم كرجياۊ كردۊ. هه يه زانس ده س برده و بگده و كوتاێه ێ ده سينگ ِ تاپوو. خوه ربان سوه ر، ليسك خوه ر خون ده گيان ِ پياگ ده وانۊ. ئاز هاوردۊگاو سقانێ. چۊ مارێگ گه رمێشت ِ وه هار ، زقوم ِ زمسان ده جه سه ێ بڕۊگ ، له شيَ مووريژه دكوتا. ده س هاورده چه ما. خوه ر چه نه كه مانێ به رزو، خوته ێ كرد و وه ژێر لچه و وت: «هه ێ روو چه نێ خه فتمه ، بايه ت زۊ رێاو بگرم.» باڵ كرده فه رجيه و ، كوته ك گرتاو ده س، له تێ نان گرته ده ماو ، ده س هاورده قه ێاو ، چمان چێشتێگێ كه مۊ . به لَي بگده ێ نه وه ێ. نيه زانس خه و دۊ يا وريا بۊ. ماجه رايَ دوه شه وین كه فتاو ۊیرێ. دی ده دوانزه گه ز ئه ولاتر ده ێداميَ داكه شرياگه . پياگ بگدة ده سينگ خرس ده ركيشاو سايه ێ قه ێ چه پێ وه لنگه ماره و ، داسڕانه ي وه نام خڵافاو. ليسك خوه ر توه م تڵا ده ده یشت وه شانۊ ، كه وێ ده نساره و دشاقان و ده روه نه يل، خوڕه يان دیات، وڵات داچه كۊ. شوون پاێ پياگ ده بان ِ مليه يل وه فري كه فتۊ ئه ۊ یه گڕ ِ گه پێ بۊ رێاو گرتۊ... معني واژگان: ليڵه: آخرين پرتو غروب خورشيد - گرتۊ: گرفته بود- سه واقه : سرماي طاقت سوز شب هاي زمستاني - رچگانۊ: منجمد نموده بود - هێمان: هنوز- كور [kewer]: نام رشته كوه بلند و ممتد ومعروف برفگير استان ايلام- لۊله: زوزه - كزه: در اين جا به معناي صداي سوزناك باد – كوته ك: گرز ، چوب دستی – بگده : خنجر- دێات: مي آمد - دچگ: مي رفت- وه ر ناۊ دةڕوو: شتابان سر به راه نهاده بود- گت: مكث- هێزدا: گشود- ليسك: پرتو آفتاب- چگاێل: كوه ها - لچ: لب- خوته: غرولند - گڕی: مدتي – كه ڵه ك: پرچين سنگي – وه ڵنگه مار: برگ هاي فرو ريخته پاي درختان – زه ل ِ زول: در اصل به معني ني و نيچه، در اين جا خار و خاشاك- سۊه ر: داغ- شه كه تي: خستگي - جياز: زيرانداز - كرجلاو هاتن: جمع شدن هلالي بدن از سرما- ئاساره : ستاره – ريقه : درخشش- دةێ: ديو- ته وه ن: توان، نيرو- خزێاو برد: بيهوش وار خوابش برد - نركه و مڕة: ناله و غرش حيوان درنده - تاپوو: شبح سياه بزرگ ترسناك - دڕن: گند، بوي مشمئز كننده – لاپيه ن: پهلو – خسگه سه : انداخته است به - داێڕيه: باز كرده است- زقوم: سرماي سخت - كوڵاژدم: عقرب – خوه ربان سوه ر: صبح هنگامي كه خورشيد بالا مي آيد و هوا گرم مي شود – گه رميَشت: پرحرارت - مووريژه كوتان له ش: مورمور زدن بدن - چمان: مثل اين كه – نه ۊه يَ: نبودش - هۊرێ: يادش - دي: ديد – ده ێ دام: حيوان وحشي عظيم الجپه – داسڕانه ێ: فرو بردش – داكه شرياگه : دراز به دراز افتاده است – سايه ێ: ماليدش - خڵاف: غلاف- توه م: بذر - دشاقان: چهچهه مي زد – ده روه نه ێل: درهها - خوڕة: صدای جريان آب رودخانه - وڵات داچه كۊ: جهان به واسطه ی فراواني چشمه سارها گويي از هم وا شده بود – مليه يل: گردنه ها- ئه ۊ: او . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 22:44 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
تائید صلاحیت شده ها در حوزه شمالی : فرج اله خدامرادی - علی اکبر بسطامی - سعادت سعادتی - یزدانبخش شریفی - شوهانی - متین - اسد قاسمی - علی صفر مظفری - علی حیدر مظفری - فیروز گرانمایه و بابائیان به عنوان افراد تایید صلاحیت شده حوزه شمالی استان ایلام معرفی شده اند . ضمنا شنیده ها حکایت از آن دارد که درمورد همتی وقنبری هنوز نظر قطعی داده نشده است ودر ساعات آینده اطلاع رسانی خواهد شد . شنیده شده عادل آذر نماینده حوزه جنوبی که در حوزه تهران ثبت نام کرده است نیز رد صلاحیت شده است این افراد در حوزه جنوبی استان ایلام تایید صلاحیت شدند .
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:3 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 22:18 توسط شورای مرکزی جبهه متحد کرد ایلام |
|
|
دیدگاه جبهه ی متحدکرد در خصوص انتخابات مجلس هشتم آغاز فعاليت هاي انتخاباتي مجلس هشتم، همة علاقمندان به توسعة
اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران را در اين
انديشه فرو برده است كه اين مجلس چه وظايفي در پيش دارد و تا چه
حد توانايي خواهد داشت تا مطالبات مردم را در همة حوزه ها برآورده
سازد. مطالباتي كه ريشه هاي تاريخي دارد و طي سده ها و دهه ها
با ناكامي فرو خورده شده اند و اينك پس از يك انقلاب فراگير و
دگرگون ساز، پس از پيروزي بر دشمن متجاوز و پس از چندين
انتخابات، از هر گوشة كشور سر برآورده و بر زبان افراد كشور جاري
است. اهميت و حساسيت موضوع در دوران برنامة چهارم توسعه، به عنوان
اولين گام ازچشم انداز بيست سالة كشور بيشتر شده زيرا در اين
برنامه راهبردها و راهكارهاي اصلاحات ساختاري در همة زمينه هاي
اجتماعي، اقتصادي، سياسي، قضائي، فرهنگي و اجرايي پيش بيني
شده است كه انجام آنها بسيار سخت و ضروري و نيازمند تلاش و
طاقت گسترده اي است از سوي ديگر، خود اصلاحاتي كه بايد در
هاي اقتصادي و سياسي صورت گيرد، اگر با تدبير و طاقت و قدرت به
پيش برده نشود، دستاوردهاي يكديگر را خنثي مي كنند و يكي
مانع ديگري مي شود. پديدة جهاني شدن هم با نيرويي چنان پر قدرت اشاعه پيدا كرده است
كه با هيچ تدبير سنتي و مرسومي نمي توان از آثار سوء آن
جلوگيري كرد، ضمن اين كه بهره مندي از جبنه هاي مثبت جهاني
شدن هم نياز به آمادگي ها و ظرفيت هايي دارد كه قبلا" در دستور
كار مراجع تصميم گيري كشور قرار گرفته بود – هر چند هنوز هستند
كساني كه مي خواهند با اسلحه قرن هجدهم و نوزدهم، در يك جنگ
قرن بيست و يكمي پيروز شوند. هر گاه اين ملاحظات و متغير ها و اين چالش ها در دستور كار مجلس
هشتم نيز قرار بگيرند، تا چه اندازه مي توان انتظار داشت كه كشتي
اقتصاد و اجتماع را به ساحل سلامت هدايت كند؟ هر كاري كه انجام
مي شود، يك چيز را نبايد ناديده گرفت و آن تأمين امنيت انساني
جامعي است كه در طول قرون و اعصار، جامعة ايراني از آن
محروم بوده است. جامعة محروم از امنيت جامع انساني نمي
تواند با چالش هاي امروز و فردا، تفاعل و تعامل داشته باشد. جايگاه و رسالت نمايندگي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، همگي و بدون استثنا افرادي
هستند كه بايد در سطح محلي و در حوزه هاي انتخابيه شهر و
شهرستان توسط مردم محل انتخاب شوند. اين نمايندگان با وجود اين كه در سطح محلي انتخاب مي شوند، در
سطح ملي اثر گذارند. آن ها براي انجام وظايف خود در دو سطح محلي
و ملي، به دانايي هاي خاص و مهارت هاي رهبري نياز دارند كه
اساسا" در چارچوب نظام هاي سياسي دمكراتيك معنا و كاربرد پيدا
مي كنند. حكومت ها بدون وجود مقامات منتخبي كه داراي شايستگي ها و
صلاحيت هاي لازم هستند، از معنا و مفهوم مردمي تهي مي شوند و
حتي نمي توانند تحت اين عنوان ( مردمي) وجود داشته باشند. مقامات
منتخبي كه با شايستگي و صلاحيت به اداره و تدبير امور مي پردازند، به
ارتقاي زندگي نسل هاي فعلي و آينده حوزه هاي انتخابيه خود كمك
مي كنند. نمايندگان منتخب مردم، اقتدار خويش را از نظام سياسي
دمكراتيك ميگيرند و اداره و تدبير امور كشور توسط آن ها، در قالب
دمكراسي انتخاباتي انجام مي شود. هنگامي كه مقامات منتخب مردم در منصب و مقام خود قرار مي
گيرند، امناي رأي دهندگان هستند و به عنوان قانون گذاران، سياست
گذاران و معتمدين مردم فعاليت مي كنند. آن ها، قانون وضع مي كنند،
سياست گذاري مي كنند و بودجه و منابع ملي را بر پاية اولويت هايي
كه خود در تعيين آن نقش اساسي دارند تخصيص مي دهند. همة اين
ها تصميم هاي مهم و تعيين كننده اي هستند كه از موضع اقتدار اتخاذ
مي شوند. انتظارات مردم از نمايندگاني كه با آراي خود آن ها به مجلس
مي روند معمولا" اتخاذ تصميم هايي است كه آثار زير را به بار
آورد: - تأمين مجموعه اي از خدمات رفاهي. - تأمين امنيت جامع انساني براي مردم و حمايت از آن ها. - حمايت از اموال و محيط زيست. - ممنوعيت انواع خاصي از رفتارها ( تبعيض، نابرابري،......). - شكوفائي اقتصادي كه موجبات جذب و نگهداري شهروندان و صاحبان كسب و كار هر منطقه را در مناطق مورد علاقه شان، فراهم نمايد. - تدوين برنامه هايي كه آيندة مطلوبي براي مردم فراهم نمايد. تصميم هاي نمايندگان منتخب مردم، در سطوح محلي، ملي، منطقه
اي و جهاني اثر گذارند. نماينده ها معمولا" در تشخيص و انتخاب بين
راضي كردن شهروندان و انجام كارهاي درست، دچار مشكل مي
شوند. مشكل از آنجا سر چشمه مي گيرد كه كارهاي درست لزوما"
همان كارهايي نيستند كه مردم را راضي مي كنند. در اين قبيل موارد،
بيشتر نمايندگان منتخب مردم براي انتخاب اين يا آن گزينه و اتخاذ
تصميم هايي كه متضمن انتخاب اصلح است، به غريزه و حدس و گمان
متوسل مي شوند. حاصل و نتيجة كار نمايندگان منتخب مردم در مجلس ، توليد كالاهاي
عمومي و عرضة آن ها به مردم است. كالاهاي عمومي، خدمات و
كالاهايي هستند كه شهروندان به طور جمعي از آن ها استفاده مي
كنند و فايده هاي آن ها غير قابل تخصيص و تقسيم اند. نمونه هاي
اين كالاها و خدمات عبارتند از امنيت، عدالت، هواي پاكيزه و آيندة
روشن كه نمي توان گفت اختصاص به گروه خاصي از جامعه دارند و يا
مي توان گروهي را از آن ها محروم كرد. نمايندگان منتخب مردم نيز
مانند فعالان نظام سياسي، مكلف اند كه براي ايجاد و عرضة اين
كالاهاي عمومي، سياست هايي را طراحي و تنظيم كنند و منابع لازم
را براي اين منظور تخصيص بدهند. نمايندگان منتخب مردم با اتكا به اقتدار و جايگاه سياسي خود در
زمينة وضع ماليات بر مردم، مشخص مي كنند كه چه كساني بايد
هزينة كالاهاي عمومي مصرفي جامعه را بپردازند. آن ها براي بقا و
ادامة فعاليت سازمان ها و نهادهاي مختلف دولتي، حكومتي و مردمي
به اعمال نوعي راهبري مي پردازند كه شباهت به كارآفريني دارد و به
همين منظور آن ها را « كارآفرينان سياسي» هم ناميده اند. اين
كارآفرينان سياسي، براي شهروندان انگيزه هايي به وجود مي آورند كه
آن ها را به تقبل هزينه هاي عمومي به صورت داوطلبانه وادار مي
كند و از اين طريق، موجبات فراهم ساختن عرضة مطلوبي از خدمات و
كالاهاي عمومي فراهم مي شود. نمايندگان منختب مردم به عنوان متخصص و كارشناس به مناصب
نمايندگي برگزيده نمي شوند بلكه آن ها به اين دليل انتخاب مي شوند
كه مردم آن ها را مي شناسند و آن ها هم مردم را مي شناسند. آن
ها بر اساس« آن چه كه مي شنوند » به داوري نسبت به توزيع منابع و چانه زني در زمينة قدرت مي پردازند و
از اين كه در مركز توجه مردم قرار مي گيرند احساس رضايت مي كنند. نمايندگان منتخب مردم، كليت دان و كليت نگرند كه براي نظر خواهي
از كارشناسان و كسب اطلاعاتي كه آن ها را در فهم و درك مسائل
پيچيده ياري نمايد. اگر فاقد حداقلي از جهان بيني و آگاهي علمي و تخصصي لازم
باشند، دچار مشكل مي شوند. اين نمايندگان در موارد زيادي اسير
تخصص ها و مهارت هاي كارشناسان مراكزي مي شوند كه به آن ها
مشورت هاي تخصصي مي دهند. به ويژه وقتي كه اين كارشناسان و
آن مراكز زير نفوذ يا سلطة مستقيم و غير مستقيم يك جناح يا گرايش
فكري خاصي قرار داشته باشند، مشكل بروز مي كند. مجلس و مردم بدون ترديد مهم ترين نماد دمكراسي وجود پارلماني است كه با تركيب
نمايندگان واقعي مردم، تشكيل شده باشد. امروزه تقريبا" همة نظام
هاي حكومتي از هر نوع و شكل، ضمن پذيرش اصل تفكيك قوا، داراي
نظام پارلماني هستند. گرچه رعايت اين اصل مهم يك گام اساسي در
فرايند دمكراسي است، اما ماهيت و كيفيت مجالس قانون گزاري تابع
كم و كيف و شيوة انتخاب نمايندگان به ويژه رعايت حقوق انتخاب
كنندگان و انتخاب شوندگان است. ناگفته پيداست كه هر گاه و هر جا شاهد توسعة سياسي،
اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي هستيم، اصول و پايه هاي دمكراسي
محكم و زير بناي تشكيل پارلماني برقرار است كه در يك فرايند دمكراتيك
و طي انتخاباتي آزاد با تأمين حقوق مردم، تشكيل شده است. ضرورت تشكيل مجلس نمايندگان مردم اعضاء جامعه براي ادارة امور جامعه ناگزيرند كارگزاراني را به كار بگيرند.
معقول است كه اعضاي جامعه كار استخدام بعضي كارگزاران را به گروه
ويژه اي از كارگزاران ديگر بسپارند. به عبارت ديگر، اعضاي جامعه،
كارگزاران را به دو دسته تقسييم مي كنند: 1. كارگزاراني كه به طور مستقيم به كار گرفته ميشوند (نمايندگان). 2. کارکزارانی که از سوی گروه اول یعنی نمایندگان به کار گرفته می شوند. گروه اول را سياستمداران ( نمايندگان ) مي نامند و براي گروه دوم
اصطلاح ديوان سالاران ( بوروكرات ها ) را به كار مي برند. گماردن
بوروكرات ها از سوي نمايندگان ( سياستمداران ) صورت مي گيرد و هر
گاه مجموعة جديدي از نمايندگان در انتخاباتي جديد انتخاب شوند، آن
ها اين حق را دارند كه افراد ديگري را جايگزين كارگزاران منصوب شده
( بوروكرات ها ) بنمايند. در نظام هاي حكومتي مردمي، دخالت و مشاركت مردم در تعيين
سرنوشت خود و انتخاب هدف ها، برنامه ها و سياست هائي كه به
زندگي آن ها مربوط است، ضرورتي است كه در فرايند تكامل سيستم
هاي سياسي – اداري و به عنوان بديلي براي نظام هاي استبدادي،
پذيرفته شده است. اما در شرايطي كه به دليل افزايش جمعيت ها،
تحولات و رشد تكنولوژي و پيچيدگي و تخصصي شدن امور و گسترش
زندگي مدرن شهري، حضور و مشاركت مستقيم همة مردم و اتخاذ
تصميم و وضع قوانين در يك مكان و در يك زمان ممكن نيست، لذا با
انتخاب نمايندگان خود و با سپردن اختيار و نمايندگي به آن ها، به طور
غير مستقيم و از طريق نمايندگان واقعي خود، در سياست گزاري و
وضع قوانين و مهم تر از آن در انتخاب كارگزاران و ديوان سالاران، اعمال
قدرت مي كنند. نمايندگان مردم در چارچوب قانون، بايد قوة مجريه را در كنترل و نظارت
خود داشته باشند و اين زماني ميسر است كه مجلس جايگاه واقعي خود را
به دست آورد و در چارچوب قانون اساسي به جاي دنباله روي از دولت و
تصويب هر نوع پيشنهاد غير منطقي و غير ضرور دولت، قوانين جامع، مانع و
كارگشا تصويب كند، دولت را به اجراي آن ها موظف نمايد، با مقامات خاطي
برخورد كند و احترام قانون اساسي و ساير قوانين را حفظ و پاسداري نمايد. براي داشتن چنين مجلسي، بايد نمايندگاني را به مجلس فرستاد كه
واقعيات جامعة امروز را به خوبي بشناسند و شجاعت برخورد با خاطيان را
نيز داشته باشند. وظايف مجلس مهم ترين وظيفة مجلس، انتخاب كارگزاراني براي ادارة امور مختلف
اقتصادي، سياسي، ...... جامعه به نمايندگي از سوي مردم است. اين
كارگزاران كه قوة مجريه را در نظام هاي مشروطه و داراي تفكيك قوا،
تشكيل مي دهند در واقع منتخب نمايندگان مردم اند. رأي اعتمادي كه
مجلس نمايندگان به رئيس دولت و وزراء مي دهد، در واقع سپردن امر
كارگزاري به آن هاست. از اين جا مي توان جايگاه مجلس نمايندگان و
اهميت آن را درك كرد. دولت با رآي نمايندگان بر سر كار مي آيد و با
رأي نمايندگان هم از كار بر كنار مي شود. يك مجلس واقعي، هرگز به
كارگزار دولت تبديل نمي شود زيرا چنين اختياري از سوي مردم به
نمايندگان مجلس داده نميشود. وظيفة مهم ديگر مجلس وضع قوانين است. اهميت اين وظيفه از آن
رواست كه ادارة امور اقتصادي، اجتماعي و سياسي يك جامعه بايد بر
پاية اصول معيني صورت بگيرد كه از پيش تعيين شده و به اصطلاح
قانونمند شده است. در يك نظام داراي قانون اساسي و پارلمان، هيچ
كارگزاري در هر سطحي كه باشد چه در قوة مجريه و چه در قوة قضائيه
نمي تواند و مجاز نيست كه بر خلاف ضوابط و اصول معين شده در
قوانين كشور دست به اقدام بزند و مطابق تمايل و سليقة خود
عمل كند، يك ريال از وجوه عمومي را بدون تصويب مجلس
( يعني نمايندگان مردم ) خرج كند و ساختار هاي تشكيلاتي دولت را
كه برپايه قانون به وجود آمده و شكل گرفته اند، بدون مجوز مجلس
نمايندگان تغيير داده و يا منحل نمايد. هيچ كارگزاري در هر سطحي كه
باشد نمي تواند و مجاز نيست كه بدون مجوز، يك ريال از شهروندان
كشور به هر شكل اخذ نمايد مگر آن كه در قانون مصوب مجلس اين
اجازه داده شدهباشد. وظيفة بسيار مهم ديگر مجلس، نظارت بر اجراي قوانين است. دولت
ضرورتي است اجتناب ناپذير براي توسعه، و نظارت برخود دولت هم تنها
سازوكاري است كه براي بهبود عملكرد دولت پيدا شده است. گفتة
جيمز مديسون يكي از امضاء كنندگان قانون اساسي ايالات متحدة
امريكا، پس از گذشت بيش از دو قرن هنوز آموزنده است: " اگر انسان ها فرشته بودند، دولتي ضرورت پيدا نمي كرد. اگر فرشته ها بر " " انسان ها حكومت مي كردند، هيچ نظارتي بر دولت – چه دروني و چه " " بيروني – ضروري نبود. در تشكيل حكومتي كه قرار است به وسيلة افراد " " انساني، انسان ها را اداره كند، مشكل بزرگ اين است كه در آغاز بايد " " حكومت را براي كنترل و نظارت بر مردم توانمند ساخت و سپس در " " مرحلة بعد، خود حكومت را وادار نمود كه خويشتن را كنترل نمايد. تكيه بر " " مردم، بدون ترديد، اساسي ترين شيوة كنترل دولت است، ليكن تجربه،" " ضرورت احتياط هاي اضافي را به بشر آموخته است . " براي داشتن چنين مجلسي كه از عهدة چنين وظايف خطيري برآيد،
بايد نمايندگاني را به مجلس فرستاد كه به امور و واقعيات جامعة امروز
آگاهي داشته و از شجاعت لازم براي برخورد با خاطيان برخوردار
باشند. كساني بايد در چنين مجلسي نمايندگي مردم را داشته باشند
كه به علم روز مجهز بوده و بتوانند با طرح و تصويب قوانين مناسب،
اعتماد جامعه را به مجلس و به قانون افزايش دهند. نمايندگان چنين
مجلسي بايد توسعه گرا باشند و به منابع ملي به عنوان امانت مردم و
نسل هاي آينده نگاه كنند نه به عنوان غنائمي كه از آن براي كسب
آراءو رضايت مردم در كوتاه مدت استفاده شود. ويژگي هاي سلامت انتخابات آزادي و سلامت انتخابات هنگامي تحقق مي يابد كه حقوق و آزادي
هاي اساسي مردم طبق معيارهاي زير تضمين شود: 1. يكايك افراد مردم با هر گرايش فكري – سياسي – صنفي ......
بدون هر گونه تبعيض و تحميل در آن شركت كنند و در دادن رأي به هر
كانديدايي بدون فشار و بازخواستآزاد باشندو به نامزدهاي مورد نظر
خود رأي دهند. 2. مردم اين حق را داشته باشند كه به عنوان رأي دهنده و صاحب
اختيار و يا به عنوان انتخاب شونده، به صورت فردي يا از راه تشكل
هاي حزبي يا صنفي در انتخابات شركت نمايند. 3. انتخاب كننده و انتخاب شونده هيچ محدوديتي مگر سن قانوني،
تابعيت، سواد، سؤپيشينه موثر كيفري منجر به محروميت موقت از
حقوق اجتماعي، نداشته باشند تا رعايت قانون، عدالت و انصاف
شده باشد. 4. آزادي بيان ديدگاه ها و برنامه ها توسط نامزدهاي انتخاباتي بدون
ترس و نگراني، و ترويج آن ها در رسانه هاي همگاني و استفاده از
تسهيلات مساوي و عادلانة انتخاباتي و تبليغاتي. 5. بر خورداري نامزدها، احزاب و رأي دهندگان از امنيت جاني، مالي
و حيثيتي برابر، پيشگيري از هر نوع خشونت و اقدام مؤثر و سريع
دولت براي جلوگيري از هر گونه نقض اين امنيت. 6. تضمين برگزاري انتخابات بدون نقص از سوي دولت و رسيدگي به
هر گونه نقض حقوق بشر در رابطه با انتخابات آزاد در محدودة
زماني مشخص در دادگاه هاي عمومي علني و بي طرف، و اعلام
آن در رسانه ها. 7. عدم مغايرت آئين نامه ها و مقررات مربوط به انتخابات با عرف و
تعهدات بين المللي دولت. 8. اجراي به موقع برنامه هاي آموزش همگاني براي آشنائي مردم
به آئين نامه ها و شرايط انتخابات سالم. 9. رأي گيري از تمام اتباع ايراني به صورت فراگير. 10. برخورداري همة تشكل هاي سياسي، صنفي، قومي و ديني از
امكانات رسانه هاي همگاني و دولتي در شرايط برابر براي انجام
تبليغات انتخاباتي. 11. تضمين مخفيانه بودن رأي گيري توسط دولت، و جلوگيري از هر
گونه مداخله، تقلب و ارعاب يا اقدام غير قانوني در جريان رأي گيري
و شمارش آراء. 12. پذيرش اصل برائت و داشتن صلاحيت براي همة نامزدها توسط
دولت در چارچوب قانون، و جلوگيري از هر گونه تفتيش عقايد و
اعمال نظارت سليقه اي. شرايط و ويژگي هاي اوضاع داخلي و خارجي در دوره مجلس هشتم مجلس هشتم در دوره فعاليت خود طي سال هاي 1387 تا 1391، با
شرايط ويژه اي در داخل و خارج كشور رو به رو خواهد بود كه هر گونه
انتظاري از عملكرد آن، ناگزير بايد بر پايه احتمالات وقوع يا عدم وقوع
آن شرايط مشخص گردد. تنها بخشي از شرايط فعاليت مجلس
هشتم از هم اكنون معين و ثابت است و آن عبارت است از قانون
اساسي و ميثاق هاي بين المللي كه كشور ما در تهيه و تنظيم و
شكل گيري آن ها نقش داشته و به تصويب قوه مقننه ما هم رسيده و
يا خواهد رسيد و همچنين سند چشم انداز و قانون برنامه چهارم
توسعه و سياست هاي كلي آن كه مجلس هشتم در چارچوب احكام،
محدوديت ها و الزامات آن ها مي تواند فعاليت نمايد. ساير شرايط حاكم بر دوره فعاليت مجلس هشتم در دو سطح
داخلي و خارجي، برآيند و بر خاسته از وضعيت موجود و تحول آن ها به
صورت آينده هاي محتمل و يا ممكن خواهد بود كه وجوه و ابعاد آن ها به
شرح زير قابل تصور و پيش بيني است: 1. شرايط داخلي : نظام تدبير و مديريت كلان كشور در حال حاضر
دچار دگرگوني و نابساماني است و بعد از تغييراتي كه طي دو سال
اخير در آن رخ داده است، هنوز از يك نظم منسجم و با ثبات برخوردار
نشده است. اين وضع در همه حوزه هاي نظام تدبير قابل مشاهده
است. در حوزه نهادي و ستادي، نهادهاي تصميم سازي و تصميم گيري
دولت در حال حاضر دچار تزلزل و اختلال هستند و تا شكل گيري يك
نظم جديد و جا افتاده، فاصله زماني زيادي لازم است. تحت چنين
شرايطي، مجلس هشتم با مشكلات زيادي رو به رو خواهد شد و
وظيفه مهمي كه در پيش خواهد داشت، تكليف دولت و كمك به آن
براي طراحي يك نظام تدبير بسامان، هماهنگ، منسجم و قابل عمل
است تا بتواند به امور مهم برنامه ريزي، سياستگزاري و اجرائي به گونه
اي ثمر بخش بپردازد. در حوزه سياسي، احزاب، گروه ها و اقوام مختلف كشور در
ناهماهنگي و بياعتمادي متقابل و زيان باري قرار دارند كه انسجام و
اتحاد ملي را به خطر انداخته است. برقراري و استحكام انسجام و وحدت در اين حوزه، بستگي به سعه
صدر و جهت گيري هاي دمكراتيك و آزادي خواهانه دولت و اقتدار
مجلس در زدودن عوامل بحران زا و اختلاف بر انگيز در جامعه و نظارت بر
اجراي صحيح قانون اساسي به ويژه اصولي از آن كه به اجرا در نيآمده و
يا در مغايرت با روح قانون اساسي به اجرا در مي آيند. هر گاه تركيب
نمايندگان مجلس هشتم، تصوير و برآيند همان اختلافات موجود در حوزه
سياسي باشد، كارآئي و اثر بخشي آن به شدت ضعيف خواهد بود. با
توجه به اين كه ناديده گرفتن اصل هاي 15 ، 19 ، 21 ، 24 ، 25 ، 26 ، 101 ، و 102 و يا اجراي ناقص آن ها، گسترش آزادي ها و پذيرش
مطالبات مردم را به تأخير خواهد انداخت، مجلس هشتم در راستاي
التزام به قانون اساسي و در چارچوب شرايط عمومي كشور ناگزير به
اقدام در اين موارد خواهد بود. در حوزه اقتصادي ، تورم كاملا" محسوس است و معيشت
قشرهاي داراي درآمدهاي متوسط و پائين و دارندگان درآمدهاي
ثابت را دچار مشكل جدي كرد ه است. گوئي مبارزه اي طبقاتي در
جريان است كه گروه فرودست جامعه را تا نابساماني، زوال و نابودي
بكشاند و يك قشر را به ثروت و قدرت بيشتر برساند. با توجه به اين كه
عوامل متعددي در بروز فشارهاي تورمي دخيل اند و باني و علت اصلي
آن بر همگان روشن است، مجلس هشتم اين وظيفه خطير را بر عهده
دارد كه رسالت اصلي خود را احياء نمايد و بر اجراي قوانين و منابع و
مصارف بودجه دولت نظارت دقيق بنمايد. رسالت مجلس هشتم در
حوزه اقتصادي نيز بستگي به تركيب و اقتدار آن در نظارت بر اجراي
قوانين مهمي همچون قانون برنامه چهارم توسعه، سياست هاي مهم
چون سياست اصل 44 قانون اساسي و هدف هاي چشم انداز و به
طور كلي در اتخاذ سياست هاي قانونمند، علمي و مبتني بر خرد و
دانائي، دارد. در حوزه اجتماعي، بيكاري جوانان و دانش آموختگان مراكز آموزش
عالي، به ويژه دختران دانش آموخته، روستائيان و ساكنان سكونت گاه
هاي نابسامان در حاشيه شهرهاي بزرگ، آثار و عواقب نگران كننده و
خطرناكي را به بار آورده است. مهاجرت نيروي انساني به حواشي
شهرهاي بزرگ تر و مهاجرت سرمايه انساني به خارج از كشور همچنان
ادامه دارد. علت اصلي اين پديده ها را بايد در دو حوزه پيش گفته يعني
حوزه هاي اقتصادي و نهادي جستجو كرد كه شرايط لازم براي سرمايه
گذاري در بخش هاي توليدي اقتصاد و در استان ها و مناطق محروم
كشور را فراهم نمي كنند. استمرار فقر و محروميت هاي تاريخي در
پاره اي از مناطق و استان ها به ويژه در مناطق كردنشين كشور،
نشان از نادرستي و نارسائي سياست ها و مديريت ها دارد. در
كشوري با مزيت ها و منابع قابل توجه مادي و انساني، وجود حتي
جزيره هاي كوچك فقر و محروميت، قابل توجيه نيست. بي اعتمادي روز افزون در مناسبات و روابط مختلف فردي و اجتماعي
و كثرت جرائم و دعاوي مابين افراد، بي توجهي افراد به حقوق عمومي،
همگي نشان از افت شديد سرمايه اجتماعي دارند. مجلس هشتم،
رسالت ترميم اين نابساماني ها و جلب مشاركت همه اقشار و اقوام
ايراني را در اداره امور كشور و مردمي تر كردن سياست ها و برنامه ها
به عهده دارد – رسالتي تاريخي كه موانع مشاركت و حضور اقشار و
اقوام، در صحنه هاي برنامه ريزي، سياست گزاري، تصميم گيري و
اجرائي در چارچوب قانون اساسي را از پيش پا بر دارد. در حوزه قانون گزاري و نظارت، جامعه ايراني با انبوهي از قوانين در
همه حوزه هاي عمومي و فردي رو به رو است و كمتر زمينه اي باقي
مانده كه از طريق هنجارهاي اجتماعي و اخلاق فردي و عمومي بدان
ها سر و سامان داده شود. پاره اي از قوانين هم به دليل ناهمسوئي با
هنجارهاي اجتماعي، هزينه هاي گزافي براي جامعه به وجود آورده
است. هم سوئي قوانين دولت با هنجارهاي اجتماعي، به شهروندان
امكان مي دهد تا با استفاده از اخلاق به عنوان چراغ راهنماي
قانونمندي، از تحمل هزينه ها ي دعاوي پر خرج حقوقي رهائي يابند و
مراجع قضائي نيز با تعداد كمتري از پرونده ها و مراجعات رو به رو شوند.
در يك اقتصاد در حال رشد، هم سوئي دولت با نرم هاي اجتماعي،
موجب كاهش محدوديت هائي مي شود كه دولت ها در غير اين صورت
با آن ها رو به رو مي شوند. به اين ترتيب « دولت قانون – پايه »
مشوق توسعه اقتصادي – اجتماعي و همبستگي ملي است.
به عكس هر گاه قانون با نرم ها و هنجارهاي اجتماعي هم
سوئي نداشته باشد، محدوديت ها و هزينه هاي ناشي از
اعمال و نظارت بر اجراي آن تشديد مي گردد. كه در آن صورت
« قانون دولت –پايه » بازدارنده رشد و اتحاد و همبستگي ملي است. مردم معمولا" داراي حس عدالت خواهانه هستند و قوانين مبتني بر
نرم هاي عدالت خواهي مردم، مورد احترام قرار مي گيرند و خود مردم
مكمل و ياور مجريان رسمي قوانين خواهند بود. در حالي كه در يك
نظام قانوني دولت–پايه، مردم از قانون سر پيچي مي كنند و يا از
ترس تنبيه و مجازات از آن اطاعت مي كنند. مجلس هشتم اين رسالت
پايه اي را بر عهده خواهد داشت كه قوانين سازگار با هنجارهاي
اجتماعي و مبتني بر نرم هاي عدالت خواهانه مردم، وضع نمايد و در
مجموع قوانين موجود نيز از اين ديدگاه، نظري بيفكند. مجلس شوراي اسلامي بايد تكيه گاه نظام، دولت، اقوام و همه
نهادها و احزاب باشد. مجلس به عنوان ناظر بر اجراي قوانين و نگهبان
حرمت قانون، برخورد قاطعي با خاطيان نداشته است به طوري كه
احترام قانون و حتي بخش هائي از قانون اساسي هم دستخوش
فراموشي شده است. مجلس هشتم اگر نتواند اين فرآيند را تغيير
دهد، كشور ما در آيندهاي نه چندان دور، به دوران پيش از
مشروطيت رجعت خواهد كرد. 2. شرايط خارجي : تحريم هاي متعدد و طولاني مدت و استمرار
محدوديت هاي روابط خارجي، شرايط را براي رشد و توسعه
اقتصادي كشور نا مساعد كرده است. سرمايه گذاري خارجي و
انتقال تكنولوژي به داخل كشور محدود شده و تناسبي با الزامات
اقتصادي و اجتماعي و امكانات كشور ندارد. بازسازي و برقراري
روابط خارجي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و علمي كشور با جهان،
از جمله چالش هاي پيش روي مجلس هشتم است كه بايد در
چارچوب هدف هاي چشم انداز توسعه بلند مدت و قانون برنامه
چهارم توسعه و سياست هاي كلي آن، بدان سروسامان دهد. سرمايه هاي انساني و مالي ايرانيان مقيم خارج از كشور، داراي
ابعادي چنان تاثير گذار است كه دامنه و برد آن در سطح جهاني هم
مورد تأئيد ناظران مختلف قرار گرفته است. وقت آن رسيده كه با
تدابير شايسته مجلس هشتم، اين سرمايه عظيم انساني و
مالي با تكريم و احترام، در ساختن ايراني آزاد و آباد به كار
گرفته شود و راه براي همكاري هاي علمي، فني و اقتصادي آن
ها با كشورشان باز شود. وظايف ما و انتخابات مجلس هشتم مجلس شوراي اسلامي طبق قانون اساسي مي تواند در عموم
مسائل، قانون وضع كندو حق تحقيق و تفحص در تمام امور كشور را
دارد. مقامات اجرائي كشور در سطح وزراء با رأي اعتماد نمايندگان
مجلس مي توانند تصدي امور را به عهده بگيرند و مجلس ميتواند
مقامات قوه مجريه را در هر سطحي كه باشند مورد سؤال و استيضاح
قراردهد. همه شهروندان ايراني مي توانند طبق قانون اساسي در اداره امور
كشور و تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
خويش مشاركت نمايند و مجلس شوراي اسلامي از اركان تصميم
گيري و اداره امور كشور است. ما بر اين باوريم كه هموطنان كرد نيز به اين اعتبار در انتخابات
مجلس شوراي اسلامي شركت مي نمايند و به افرادي كه واجد شرايط
و صلاحيت هاي نمايندگي براي بيان مطالبات و دغدغه هايشان در
مجلس هشتم باشند، رأي مي دهند.اين اقدام راه موثري براي اعمال
حقوق قانوني خود در تعيين سرنوشت كشور و تحقق حق توسعه و رفع
مشكلات و محروميت هاي مناطق كردنشين است. حضور در اين راه،
تنها در صورتي ثمر بخش خواهد بود كه نمايندگان واقعي و واجد
صلاحيت را برگزينند. به چه كساني رأي مي دهيم؟ هموطنان كرد ما در سراسر كشور، از آگاهي و بلوغ كافي
برخوردارند و نمايندگي خود را در مجلس شوراي اسلامي به كساني
واگزار مي كنند كه: 1. آگاهي كامل از اختيارات و مسئوليت هاي قانوني نماينده در
مجلس و شيوه هاي استفاده از اين اختيارات در فرآيند قانون گذاري
داشته باشند. 2. تجربه علمي موثر در مشاغل مديريتي، اقتصادي، بازرگاني،
توليدي، قضائي، آموزشي، در بخش هاي خصوصي، تعاوني، دولتي
به ميزان قابل قبولي داشته باشند. 3. داراي حسن سابقه و اشتهار به تقوي، پاكي، درستي و شهامت
باشند و از حقوق شهروندي، زندگي جديد شهري، حقوق و تكاليف
شهروند آگاهي كامل داشته باشند. 4. داراي توانائي و استعداد تعامل، شبكه سازي و ايجاد ارتباط با
همتايان خود در مجلس و با مقامات دولت، مردم و مقامات دولتي در
حوزه هاي انتخابيه خود باشند. 5. از حساسيت شديد نسبت به حفظ ثروت ها و منابع ملي و |